ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

وبلاگ‌نویسی

۱۵ مهر ۱۳۹۵

قبر داوود رشیدی رو دیدید؟ خیلی جالبه برید ببینید. البته من بودم رنگ سنگ و فونت کلماتش رو عوض می‌کردم. اما فعلا که من نیستم و سلیقه اولیای دم بر سلیقه‌ی من مقدمه... 

من می‌خوام وصیت کنم سنگ قبرم سبز زمردی مات باشه و آدرس اینجا رو روی سنگ قبرم حک کنند و تهشم امضامو بذارند. همون امضایی که پای ورقه‌های دخترم می‌ذارم. قشنگه به نظرم... دوست دارم وقتی مردم، کسایی که میاند سر قبرم و می‌پرسند آقای عزیز حرف حسابت چی بود، بیاند این‌جا و ببینند حرف حسابم چی بود. به نظرتون این موضوع مهمی نیست؟ مهم نیست آدم برای سوال حرف حسابت چی بود جواب داشته باشه؟ مهم نیست تشعشعات آدم بعد از مرگش سراسر عالم رو دربنورده؟ شنیدید یه سیاره جدید تو منظومه شمسی کشف شده؟ اگر احیانا موجود زنده‌ای اونجا پیدا شد، زشت نیست ندونه کمش که بود و چه گفت؟ درد جاودانگی کم دردیه به نظرتون؟ 

به نظر من که کم دردی نیست. و اصلا بر فرض محال که کم دردی باشه آیا بچه‌هام هم مهم نیستند؟ آیا من به بچه‌هام متعهد نیستم آن‌چه در کله پوکم می‌گذشته رو بهشون بگم؟ آیا نباید در قبال کجا شد مهر فرزندی، سربلند باشم؟ آیا باید فرزندآوری فقط برای امور هژمونیک مورد توجه قرار بگیره؟ آرامش خاطر لطیف و ذهن پرسشگر بچه‌ها جزو تعهدات پدری نیست؟ به نظر من هست....

اینا رو عرض کردم که بگم من مطمئنم تک تک دوستان حاضر و لاحق، تا حالا خروارها خروار محتوای مفید به فایده و به درد بخور تو شبکه‌های اجتماعی جدیدالورود خلق کردند اما به نظرتون وقتی مردند همه‌ی اینا دوزار می‌ارزه؟ مثلا آیا یه آدم علاف پیدا میشه بره تو گفتگوهای تلگرام و نطق‌های چتی، آخرین مواضع نامبردگان در قبال همه چیز رو استخراج و به زیور طبع بیارایه؟

به نظرتون مهم نیست آیندگان بدونند گذشتگان چه گفتند و چه کردند؟ اگر نیست، علم تاریخ چی می‌شه پس؟ آیا دلتون میاد درس به این ملوسی رو از درس‌های دانش‌آموزان آینده حذف کنید؟ و گیرم که دلتون بیاد، با تعهد بین نسلی درون چه می‌کنید؟ اصلا اگر خیلی گنده‌لاتید و ادعای عرضه دارید بیایید ریاضی و فیزیک و زیست رو حذف کنید. تاریخ بدبخت که زدن نداره. عزیزان دل برید تو تلگرام چت کنید و اخبار بخونید اما وبلاگتون رو هم بنویسید. هر چیز به جای خود نیکوست...

...

البته خوب که فکر می‌کنم می‌بینم از یه نظرم اهمیت چندانی بر دانایی آیندگان از احوال ما مترتب نیست. چه کاریه ما جون بکنیم و کلمه پایین و بالا کنیم و وبلاگ بنویسیم که مثلا قراره آیندگان که اصلا معلوم نیست وجودشون چه قدر به درازا بکشه و با این وضعیت بحران کمبود آب و زیادبود اتم، فرصتی برای به فعلیت رسوندن جاودانگی ما داشته باشند و یا اصلا تمایلشون به این امر چه قدر موضوعیت کبروی داره و اساسا این تمایلات از کدوم منابع روانشناختی و جامعه‌شناختی نشات می‌گیرند و.... بقیه این جمله چی می‌شه!؟ 

ولش کن. چه کاریه هی فسفر بسوزونم. اصلا مگه اون موجود سیاره جدید منظومه ‌شمسی فارسی بلده؟ فوقش به این نتیجه می‌رسه که این متن رو خوب براش ترجمه نکردند و اون رو می‌ذاره به حساب ویژگی‌های ترجمه‌ناپذیر زبانی....

آقا جان خود دانید. دوست دارید این‌جا بنویسید، دوست دارید تو تلگرام. با حالتون حال کنید و تعهداتتون به متعهدٌبه‌هاتون رو هم فعلا انجام بدید، خدا رو چه دیدید شاید کار از دست طراحان خاورمیانه جدید در رفت و این تق و توقا به جنگ جهانی آخر ختم شد و هممون ختم به گور شدیم رفت پی کارش. مگر نشنیدید آخرین یافته‌های کیهانی می‌گند تمدنی که در بین‌النهرین شکل گرفته، همین حوالی هم باید ختم بشه؟  




  • ۹۵/۰۷/۱۵
  • ــ ـکمشـــ

نظرات  (۷)

  • سیدشهاب میرشفیعی
  • کمش عزیز
    من که اهل تلگرام و تلگراف و فیس پوک و اینستاگرام و اون اوستا گرام  و این قرتی بازی ها نیستم و خیالم هم راحته که فقط و فقط وقتم را حیف وبلاگ می کنم پس بابت من خیالت راحت!!!
    راستی یافته های کیهانی چه ربطی به تاریخ تمدن بشر و سرنوشت ما داره؟یافته های کیهانی هنوز وجود هیچ سیاره قابل حیاتی رو در کائنات نتونسته ثابت کنه اون وقت چطور می خواد درباره سرنوشت حیات مردم بین النهرین اظهارنظر کنه؟
    اصلاً شما چرا مواضع جنگ طلبانه داری؟جنگ طلب نو محافظه کار!!!!
    راستی قرار کی تمدن بشر نابود بشه تا ما حداقل خودمون را واسه این پدیده جالب توجه آماده کنیم و یک گوری،کفنی چیزی واسه خودمون دست و پا کنیم که بعد از مردن و نابودی بشر گور به گور نشیم!
    ضمناً همون یافته های کیهانی میگه در صورت وقوع جنگ اتمی و نابودی نسل بشر سوسری ها یا همان سوسک های سیاه و چندش آور درشت حمام وارثان زمین خواهند بود و تمدن های بعدی سوسکی خواهند بود! 
    پاسخ:
    :)))
    حالا همچین قرتی بازیم نیستنا بالاخره به درد می‌خورند:دی
    شما اصلا یافته‌های کیهانی رو میشناسید؟ من همین پریروز دیدمشون دقیقا همینطوره که من گفتم:)
    جنگ‌طلب کدومه نو محافظه‌کار چیه!؟ من صلح‌آمیز  و کهنه محافظه‌کار حقیری بیش نیستم....
    داداش قراره زمین کلا شخم زده بشه دیگه فرقی نمی‌کنه قبرمون کجا باشه؟ 
    تمدن سوسکی هم قابل تامله... یعنی ما رو با دمپایی ابری می‌زنند یا دمپایی پلاستیکی؟
  • ایمان نبی
  • کمش تینا نیه برا ...
    پاسخ:
    ممنون از همراهیت ایمان جان:)
  • سیدشهاب میرشفیعی
  • خوشبختانه تمدن سوسکی پس از تمدن انسانی خواهد بود و انشاالله ما در آن زمان نیستیم که حقارت انسان رو در برابر سوسک ها ببینیم...آخه خیلی زور داره که سوسک های متمدن ما آدم ها رو با دمپائی بکشند 
    تصور یک سوسک یک متر و نیمی که روی دو پا راه بره واقعاً وحشتناکه
    پاسخ:
    اینو که گفتی ترسیدم. میگم نکنه رییس کره زمین بودن نوبتی باشه!!! الآن نوبت ماست و بعد نوبت بقیه موجودات بشه:((
    تمدن سوسکی منو یاد داستان مسخ میندازه
    من مینویسم زمانهایی که حس میکنم به شدت به نوشتن نیاز دارم نه بخاطر چیز دیگه ای
    پاسخ:
    آره مسخ...:)
    روش خوبیه. به نظر منم آدم خوبه نیازهای خودشو بشناسه و به موقع بهشون پاسخ بده. 
  • شرف الدین
  • حاجی قبل از نوشتن این پست چیزی زده بودی؟!!!
    پاسخ:
    جاااااااان!!!؟
    چه طور مگه؟:)
  • وجیهه آوای «افکار لب پریده»
  • هرچیز به جای خود نیکوست...
    پاسخ:
    دقیقا
  • سیدشهاب میرشفیعی
  • غروب جمعه عجب دلگیره:(
    بویژه اگه دم غروب با ماشین تصادف هم کرده باشی و بعد هم که افسر بیاد بگه مقصر شما هستی و نه تها نتونی خسارت بگیری کلی هم خسارت بدی و کلی هم به ماشین صفر خودت خسارت بخوره و جلوی  آدم  های فضول و حرف مفت زن یک شهر کوچیک ضایع هم بشی...!!!!
    آخ آخ آخ...!
    از دم غروب صد نفر به من تلفن زدن و گفتن«...شنیدیم تصادف کردی و مقصر هم بودی...خوب بابا جان بلد نیستی پشت فرمان نشین!!!»
    تو هم توضیح بدی که بابا من ده ساله گواهینامه دارم و خیلی هم بلدم و... و در اینجاست که همه تقصیرات به گردن قضا و قدر می افته و چاره کار در دست فلان صافکار و نقاش...ای داد بی داد:((
    ببخشید کمش جان که از وبلاگ شما جهت نوشتن رنجنامه استفاده کردم!
    پاسخ:
    آخی ....
    واقعا متاسف شدم....برای منم تصادف با ماشین صفر پیش اومده. ناراحت شدم اما سعی کردم باش کنار بیام و اجازه ندم علاوه بر تصادف ناراحتی ناشی از تصادف هم اذیتم کنه. به خودم دلداری دادم که اولین تصادف ماشین صفر باعث میشه دیگه دائما ددغدغه مراقبتش رو نداشته باشم....به قول خودمون دیگه طلاش ریخت. 
    و الآنم که سالها ازش گذشته یه خاطره خوب ازش برام مونده چرا که بمه اعتماد به نفس داده که تو شرایط بحران هم میتونم خودم و اوضاع رو مدیریت کنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی