ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

جنگ کلمات

۲ آبان ۱۳۹۵


ﻣﺮﺍ ﺗﺮﮐﯽﺳﺖ ﻣﺸﮑﯿﻦﻣﻮﯼ ﻭ ﻧﺴﺮﯾﻦﺑﻮﯼ ﻭ ﺳﯿﻤﯿﻦﺑﺮ

ﺳﻬﺎ ﻟﺐ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻏﺒﻐﺐ ﻫﻼﻝ ﺍﺑﺮﻭﯼ ﻭ ﻣﻪ‌ﭘﯿﮑﺮ


ﭼﻮ ﮔﺮﺩﺩ ﺭﺍﻡ ﻭ ﮔﯿﺮﺩ ﺟﺎﻡ ﻭ ﺑﺨﺸﺪ ﮐﺎﻡ ﻭ ﺗﺎﺑﺪ ﺭﺥ

ﺑﻮﺩ ﮔﻠﺒﯿﺰ ﻭ ﺣﺎﻟﺖﺧﯿﺰ ﻭ ﺳﺤﺮﺍﻧﮕﯿﺰ ﻭ ﻏﺎﺭﺗﮕﺮ


ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺗﻨﮓ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺻﻠﺤﺶ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻣﻬﺮﺵ ﮐﯿﻦ

ﺑﻪ ﻗﺪ ﺗﯿﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮ ﻗﯿﺮ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺥ ﺷﯿﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻟﺐ شکر


ﭼﻪ ﺑﺮ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﭼﻪ ﺑﺎ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺎﻥ

ﻧﺸﯿﻨﺪ ﺗﺮﺵ ﻭ ﮔﻮﯾﺪ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺁﺭﺩ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺳﺎﺯﺩ ﺷﺮ


ﭼﻮ ﺁﯾﺪ ﺭﻗﺺ ﻭ ﺩﺯﺩﺩ ﺳﺎﻕ ﻭ ﮔﺮﺩﺩ ﺩﻭﺭ ﻧﺸﻨﺎﺳﻢ

ﺗﺮﻧﺞ ﺍﺯ ﺷست ﻭ ﺷﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻭ ﭘﺎ ﺍﺯ ﺳﺮ


جیحون یزدی




  • ۹۵/۰۸/۰۲
  • ــ ـکمشـــ

نظرات  (۲)

قشنگ معلومه که به کلمات مسلطه
شاعرای دوره ی قاجار اغلب کمتر شناخته شده اند که شاید بیشتر چند دستگی در چاپلوسی برای شاهزاده های قجر و عدم اهمیت اون شاهزاده ها و حاکما به امور فرهنگی هنری شاید عاملش باشه! شاید البته نمیدونم.
ممنون حظ فراوان بردم
پاسخ:
آدم حس می‌کنه با کسی رو کم کنی داشته:)) 
موسیقیشم قشنگه. 
شاعر باید رندی بدونه وگرنه مث این یکی وادی شعرو با نون قرض دادن به واژه اشتباه میگیره.رندی سعدیه که هزلیاتش هم ما رو محظوظ میکنه:
ز چشم مست تو امید خواب میبینم
تو خوش بخفت که ما را قرار خفتن نیست
بدیدن از تو قناعت نمیتوانم کرد
حکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست
یا حافظ که رندانه ترین شعرشو در کتوم ترین صورت سروده:
همچو حافظ برغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است
خلاصه که چو سعدی سخن گوی،ورنه خموش! 
پاسخ:
به جایی برنمیخوره شاعر با کلمات بازی کنه و ما هم ازش لذت ببریم:) 
میگن سعدی بیش از اونکه اهل حال باشه استاد سخنه. اونم دوست دارم...
حافظ هم رو تخم چشممون جا داره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی