ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

دنیای امروز

۱۶ آذر ۱۳۹۵

یه روزی تپانچه‌ی مسابقه شلیک شد. کشورهای هوشیار صدا رو شنیدند و شروع کردند به دویدن و از بقیه فاصله گرفتند و در این دویدن از توانایی کشورهای خواب هم استفاده کردند. بعد که عقب‌مونده‌ها کم‌کم از خواب بیدار شدند و فهمیدند چی به سرشون اومده(فهمیدند!؟)، نهایت آرزوشون این بود که مستعمر از کشورشون خارج بشه و استقلالشون رو به رسمیت بشناسه و آدم حسابشون کنه....

نتیجه‌ی این مسابقه همینیه که الآن داریم می‌بینیم. نیروی اولیه اون‌قدر قوی بوده که پیشرفته‌ها خیلی جلو افتادند، طوری که هر چی زمان بگذره باز هم قدرت اون‌ها مناسبات رو سامان می‌ده. 

یه روزی منابع زیرزمینی رو به مفت می‌بردند و امروز منابع انسانی رو. یه روزی با صنعتشون محیط زیست رو نابود کردند و با سود اون، کشورشون رو ساختند و امروز داعیه‌ی حفظ محیط زیست دارند. یه روزی برای خودشون حق وتو قائل شدند و بر اساس اون یارکشی کردند تا هیچی به زیان خودشون و متحدانشون تصویب نشه  و الآن هم دارند.... 

ادعای لیبرالیسم و حقوق بشر اینها دروغی بیشتر نیست. دلسوزی برای سگی که تصادف کرده و پای چپش  پیچ خورده تبلیغاتیه. تبلیغاتی که شاید مداواکنندگان و دلسوزان اون سگ هم از چیستیش خبر ندارند. برای اون‌ها هنوز هم فقط منافع خودشون مهمه. حاضرند یه کشور رو نابود کنند و تک تک مردمانش رو بیچاره کنند تا گردی به صورت مردمان خودشون نشینه. حتی احتمالا مردمان خودشون هم براشون مهم نیستند بلکه رای اونهاست که مهمه.  این یعنی طبقه‌بندی بشر. یعنی درجه‌بندی انسان‌ها. یعنی همون قانون جنگلی که از پیدایش حیاط روی زمین وجود داشته. این یعنی حاکمیت قانون تنازع بقا بدون هیچ تغییری...

حالا یه عده نشستند و خیال می‌کنند اینها دلسوز ما هستند و می‌خواند ما رو از دیکتاتوری و عقب‌موندگی نجات بدند و دم به ساعت افاضات اونها درباره‌ی دین و سیاست و جامعه‌مون رو قرقره می‌کنند و یه عده هم بلند شدند و می‌خواند بزنند زیر میز و از نو عالمی بسازند با استانداردهای حق‌طلبانه‌ی خودشون.

دسته‌ی اول که در جهل مرکبند و امیدوارم روزی نرسه که اشتباهشون رو به چشم ببینند. دسته‌ی دوم هم اون‌قدر خامند که نمی‌دونند اون حاکمان حکومت جنگل بلدند چه طور از عصبیت و غیرت احمقانه‌ی این‌ها چماقی بسازند و بر سر خودشون بکوبند.... 

زهی زه...



  • ۹۵/۰۹/۱۶
  • ــ ـکمشـــ

نظرات  (۶)

  • سیدشهاب میرشفیعی
  • بعضی ها اعتقاد دارند قانون جنگل یا تنازع بقاء کاملترین قانونی جهان هستش که بابت تدوین آن میلیونها سال زمان صرف شده...قانون بقای قوی ترها و حذف ضعیف ترها،حق حیات فقط مختص ژن قوی تر،آدم قوی تر،دولت قوی تر و... هستش و ضعیف ترها،احمق ترها،ساده اندیش ترها و... محکوم به نابودی هستند:(
    درست و غلط این قانون رو نمی دونم ولی فکر می کنم این قانون کامل اما بی رحم در تمام جهان ماده با قدرت هر چه تمام در حال اجراست
    پاسخ:
    احتمالا نشه گفت کامل اما میشه گفت قوی‌ترین قانون.
  • خمار مستی
  • حب تا حدی میشه بگم با شما موافقم و تایید کنم، اما راستش اگه قرار باشه صرفا با خوندن این پست نتیجه گیری کنم که هیچی دیگه باید بگم همه مشکلات ما توطئه ی استعمارگراست و انقلابیا هم که خامن و هیچی دیگه ما هم بشینیم غصه بخوریم!
    اگه فرض بر صحت گفتار شما بذاریم بهترین حالت اینه که یه راهکار، روش، پیشنهاد، آلترناتیو... بالاخره یه چیزی ارائه بشه دیگه!!!!
    در ضمن: عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو/ نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند... هم نظام لیبرال و کشورهای توسعه یافته نیکیهایی دارن به خصوص برای مردمشون، هم تفکر انقلابی اگه کنترل بشه و نزنه نابود کنه کل سیستمو

    پاسخ:
    وا ! :)
    من نگفتم همه مشکلات ما نتیجه توطئه‌ی استعمارگرا و خامی انقلابیاست.
    و من نگفتم نظام لیبرال نیکی نداره.
    حرفم در یه مورد خاصه: برای اصلاح امورمون چشم به خارجیا نداشته باشیم و تصور هم نکنیم می‌تونیم دنیا رو عوض کنیم.
    به نظر من راهمون اینه که اول خودمون و جامعمون رو بشناسیم و بر اساس شرایطمون نظامی برای خودمون بسازیم. و البته نظام لیبرال دموکراسی فعلا کم‌نقص‌ترین سیستمه ولی باید خودمون بسازیمش نه اینکه دیگران بهمون بدند. دیگران به دنبال منافع خودشون هستند نه ما.
  • سیدشهاب میرشفیعی
  • من شخصاً بین انقلابی گری یا تفکر لیبرال،تفکرات لیبرال رو ترجیح میدم چون حداقل تخریب و هرج و مرج نداره،متاسفانه حرکات انقلابی معمولاً با هرج و مرج و ساختارشکنی همراه هستند و همین موضوع در بلند مدت به ضرر جامعه تمام میشه.
    روحیه سیاست مدارهای کهنه کار هم چندان با انقلابی گری سازگاری نداره حتی کهنه انقلابی ها هم به نوعی گرایش لیبرال دارند.
    البته این طبیعی هستش چون وقتی یک انقلابی به قدرت میرسه خود بخود بخشی از نظام حاکم میشه و ناخود آگاه رو در روی انقلابی ها و تفکرات انقلابی و ساختارشکن قرار می گیره...حکومت کردن و اداره جامعه با حرکات انقلابی و هیجانی امکان پذیر نیست.
    پاسخ:
    موافقم بات. فعلا کم نقص‌ترین سیستم اداره کشور لیبرالیسمه. بحث این پست اینه که نگاه و امید به خارج نداشته باشیم. از داخل خودمون رو بسازیم. با همین امکاناتی که داریم.... 
    اینشکلی یعنی به خاطر غفلت گذشته تا ابدیت باید تاوان بدیم؟
    یعنی راه سومی نیست؟
    پاسخ:
    چرا.
    باید خودمون راه خودمون رو پیدا کنیم.
    :) نظرا رو نخوندم که تقلب نکرده جواب بدم
    الان دیدم جواب سوالمو قبلا دادین
    پاسخ:
    البته نخوندن نظرات قبل باعث میشه بهتر نظر بدیم اما گاهی از این مسایل هم پیش میاد:)
  • شرف الدین
  • این نکته الان دیگه مسجل شده که تعریف غربی ها از حقوق بشر، حقوق خودشون هست. برای مردم خودشون حاضرند سایر مردم رو سلاخی کنند
    پاسخ:
    دقیقا.
    البته اون "برای مردم خودشون" هم جای سوال داره. برای رای مردمشون یا خود مردمشون....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی