ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

بایگانی

سوال امروز بازار خونسار: تو چندتا پرشیا نوشتی؟

آدم حیرت می‌کنه که چه طور تو قرن بیست و یکم هنوز به این روش‌های ساده می‌شه کلاهبرداری کرد! تو قرنی که این همه مشاور اقتصادی هست. تو قرنی که این‌همه اخبار کلاهبرداری‌ به گوشمون می‌رسه. تو قرنی که هر کس چند خاطره کلاهبرداری داره... اما ظاهرا قدرت طمع اونقدر زیاده که به راحتی می‌تونه عقل رو توجیه کنه و چشم رو کور.

و مسئله‌ی درآورتر از کلاهبرداری، خوشحالی زیرپوستی نقل‌کنندگان خبره. به نظر میاد این خوشحالی دو دلیل داره. اول اینکه "خوب شد سر من کلاه نرفت" و دوم اینکه "فلانی حقش بود سرش کلاه بره". بعضیا اونقدر با مردم بد تا کردند که خبر مالباختگیشون خوشحال کننده می‌شه... و بعضیا اونقدر درگیر کمبودهای جزیی مادی هستند که وقتی پولداری زمین می‌خوره دلشون خنک می‌شه... کاش پولدارها از این جرقه‌ها عبرت بگیرند و کمی به فکر فقرا بیفتند... و البته به فکر فقرا بودن این نیست که روزی دو هزار تومن تو صندوق صدقه بندازیم. قضیه عمیق‌تر از این حرف‌هاست...


پ.ن: شایع شده چند ماه پیش یه نفر شروع کرده به ثبت نام پرشیا به قیمت 26 میلیون و تحویل یک ماهه. تعداد زیادی ثبت نام انجام شده و همه هم ماشینشون رو تحویل گرفتند. با تحویل به موقع ماشین‌ها اعتماد عمومی به این فرد جلب شده و سیل ثبت نام کنندگان به سمتش سرازیر می‌شه و طبق شنیده‌ها حدود 12 میلیارد تومن از مردم می‌گیره(راست و دروغ رقم برای من ثابت نشده) و یه هو گند کار درمیاد و فرد دستگیر می‌شه و مالباختگان راهی دادگاه...

ــ ـکمشـــ
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۴۳ ۰ نظر

شما جی اچدین؟

ــ ـکمشـــ
۱۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۴۱ ۰ نظر

باور کنید تصادفی نیست که عاشق و معشوقای توی فیلما خوشگل و خوش‌اندام و پولدار و احساساتی و همه‌چی تمومند. باور کنید اینا همش کار کارگردانه... 
هی جلوی آینه نایستید و بالا و پایینتونو برانداز نکنید... هی به همسرتون غر نزنید که پوستت خرابه و شکم داری و قدکوتاهی و سیاهی و موهات سفیده و حقوقت کمه و ماشینت مدل پایینه و... 
دنیای واقعی با اونی که تو فیلما نشون می‌دند خیلی خیلی فرق داره. ضرر کرده کسی که یه فیلم ساختگی رو با زندگی واقعی مقایسه کنه و دنیای خودش و اطرافیانش رو خراب کنه...


پ.ن: البته ضد آفتاب فراموش نشه و مواظب سلامتیتون هم باشید.


ــ ـکمشـــ
۰۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۳۹ ۰ نظر

عزیز دلم، نفسم، عمرم، فدای اون چشمای قشنگت، اون نگاه مستت، اون فکر روشنت، اون تعصب و حمیتت....
فرهنگ‌سازی این نیست که دولت یا شهرداری یا هر نهاد و ارگانی، چارتا بنر و عکس به در و دیوار بکوبه که فلان کنید و بهمان کنید...
فرهنگ‌سازی این نیست که رادیو و تلوزیون دم به ساعت ور ور کنند که این کارو بکنید و این کارو نکنید...
فرهنگ‌سازی این نیست که هی مراسم بگیریم و سخنران و بروشور به خورد ملت بدیم....
...
فرهنگ سازی اینه که من و تو (دقیقا خود من و خود تو) وقتی می‌خوایم بپیچیم، راهنما بزنیم، با سرعت مجاز حرکت کنیم، موقع رانندگی همراهمون رو بدیم دست همراهمون و باقی قوانین کشور رو رعایت کنیم... 
فرهنگ سازی اینه که وقتی تو پارک زباله تولید کردیم ببریم جلوی چشم خلق‌الله بریزیم تو سطل زباله، یا تو خونه زباله‌های خشک و تر رو جدا کنیم و خشک‌ها رو جدا بذاریم کنار سطل زباله...
فرهنگ سازی اینه که اگر دوست داریم دروغ از بین بره، دروغ نگیم، اگر دوست داریم تهمت از بین بره، تهمت نزنیم و اگر دوست داریم حروم خوری تموم بشه، حروم نخوریم...
...
بسه دیگه سخنرانی و اظهارنظرهای فاضلانه و گوش شیطون کر کنی که از اینور و اونور شنیدی و مثل طوطی تکرار می‌کنی. اصلاحات عملیه و از خود ما شروع می‌شه نه نظری و از دیگران...


پ.ن: چند روز پیش دوستی که ادعای اصلاح‌طلبی داره و تو هر مجلسی برای خاتمی و موسوی و کروبی سرخ می‌شه و رگ گردن کلفت می‌کنه، خیلی ناگهانی و با سرعتی دست کم دو برابر سرعت قانونی از یه فرعی پیچید جلوی من و راشو گرفت و رفت. 
به نظرم برای بعضیا موضع سیاسی، اگر نون‌دونی نباشه، یه جور ناموسه و بدون اینکه بدونند چی هست متعصبانه ازش دفاع می‌کنند. 
برادر من مهمترین حرف کله‌گنده‌های اصلاح‌طلبان قانون‌مداری بوده. تو چه طور ادعای پیروی از اون‌ها رو داری اما اهمیتی برای قانون قائل نیستی؟


ــ ـکمشـــ
۳۱ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۳۸ ۰ نظر

یادم نیست آخرین باری که بختک سراغم اومد کی بود! شاید ده سال پیش، شایدم بیشتر اما یادمه اولین بختک‌ها تو دوران نوجوانی سراغم اومدند. دوران راهنمایی، شایدم دبستان... 
اون موقع‌ها از پیرزنای اطراف می‌شنیدم که زن زائو رو تنها نذارید بختک می‌ره سراغش. اما من که زن زائو نبودم پس با من چیکار داشتند!؟
...
یادمه تو دوران دبیرستان سعی می‌کردم با بختکا رفیق شم و مچشونو بگیرم. چشمامو باز می‌کردم و در حالی که توان هیچ حرکتی نداشتم زیرچشمی اینور و اونور رو نگاه می‌کردم ببینم این غول بی‌شاخ و دم کیه که بدون هیچ لمسی اینطور منو به تخت چسبونده و ول کن نیست؟
و البته هیچ وقت موفق نشدم...

چند روز پیش مطلبی درمورد بختک خوندم و یه سرچ کردم دیدم ای بابا این که رفیق خودمونه. اصلا خود خودمونه. یه جور اختلال مغزی...

برید این‌جا و ببینید اینی که این‌قدر افسانه و خرافات پشتشه چیه؟

ــ ـکمشـــ
۲۲ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۳۷ ۰ نظر

بهترین خدمتی که احمدی‌نژاد به کشور کرد پرداخت یارانه نقدی بود. و البته این به معنی تایید نحوه انجام کار نیست. یقینا اگر احمدی‌نژاد این کار رو درست و اصولی انجام می‌داد، امروز دولت به وضعیتی نمی‌رسید که بخواد حق مردم رو ازشون دریغ کنه.  احمدی‌نژاد قسمت کمی از حق مردم از منابع زیر زمینی‌شون رو به خودشون داد و این یعنی یک قدم به سوی عدالت و مردم‌سالاری.
اما روحانی قصد داره همین قسمت کم رو از مردم بگیره و به دولت برگردونه. همون‌طور که اقدام احمدی‌نژاد تو تاریخ برجسته هست، کار روحانی هم نقطه برجسته‌ای تو تاریخ کشور خواهد بود و اثرات بسیار بدی بر آینده ما خواهد داشت. 
تو پست قبل دلیل عدم انصرافم رو ناشفافی دولت بیان کردم و به نظرم همون یک دلیل برای انصراف ندادن کافیه اما دلایل بسیار مهم دیگری هم دارم که تیتروار عرض می‌کنم. اگر علاقه داشتید درموردشون تحقیق کنید چون بحث جزییاتش تو حوصله یه پست وبلاگی نیست.

1 - اثر اجتماعی:تقسیم جامعه به دو دسته بزرگ یارانه‌بگیر و یارانه‌نگیر، شکاف اجتماعی فقیر و غنی رو تشدید می‌کنه. هر سیاستی که فقیر و غنی رو مقابل هم قرار بده باعث لطمه به انسجام اجتماعی می‌شه. مثلا دور نیست به هر پولداری بگی یه کمک به فلان دختر دم بخت بکن بگه:"پس یارانشو چه می‌کنه؟"

2 - اثر سیاسی: تحویل منابع کشور به صاحبان اصلیش یعنی مردم و اداره کشور با درآمد مالیات، اولین پایه پاسخگو کردن دولت و در نتیجه برقراری مردم‌سالاریه. احمدی‌نژاد -صرف نظر از نحوه اقدامش- اولین قدم این راه رو برداشت و روحانی قصد داره این قدم رو در نطفه خفه کنه.

3 - اثر اقتصادی: پرداخت سهم هر کس از منابع زیرزمینی اساسی‌ترین و عمیق‌ترین خصوصی سازی و در نتیجه پایه‌ی رشد اقتصادیه و در اختیار دولت بودن درآمد منابع کشور، بزرگترین دولتی سازی اقتصاد و در نتیجه بزرگ‌ترین رانت‌ساز و مخرب اقتصادخواهد بود.

4 - شکاف ملت دولت: مردم بعد از سه سال دریافت یارنه به اون عادت کردند و بعد از قطعش خواهند گفت حالا این پول کجا میره؟ اگر نیست پس این مدت از کجا می‌دادند؟ و فاصله‌شون با دولت بیشتر و بیشتر می‌شه.

5 - انتخاباتی: این اقدام روحانی نه تنها تقدیم یک برگ برنده رایگان به رقیبانش برای انتخابات بعدی خواهد بود بلکه لطمه‌ی اساسی به نحوه انتخاب مردم در تمام انتخابات بعد خواهد زد: از این به بعد رقابت اصلی کاندیداهای انتخابات، میزان یارانه پرداختی خواهد بود و دیگه کسی صحبت از برنامه و... نخواهد کرد. 


و این رو هم اضافه کنم که گمان نمی‌کنم دولت بتونه افراد جامعه هدفش رو شناسایی کنه پس امیدوارم به اطلاعاتی که مردم می‌دند اعتماد کنه و مشکلاتی شبیه طرح سبد کالا ایجاد نکنه تا دست‌کم عزت مردم خدشه‌دار نشه.


ــ ـکمشـــ
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۳۵ ۰ نظر

بنده نه تنها از گرفتن یارانه انصراف نمی‌دم بلکه اگر بهم ندند در جواب پیامک تبریک رییس جمهور محترم یه اس می‌زنم که داداش این رسمش نبود...
مگر این‌که رییس جمهور محبوبم -که ایشالا رایی که بهش دادم حلالش باشه- تشریف بیاره تو تلوزیون خیلی واضح و روشن و شفاف و مبرهن بگه اولا سهم من از نفت زیر پام دقیقا چه قدره؟(اقتصاددانای مملکت می‌گند این یارانه یک دهم سهم من هم نیست) و ثانیا این پول رو دقیقا چیکار می‌کنه؟ 

بگه چه قدر این پول رو صرف خدمات عمومی جاری می‌کنه؟
چه قدرش رو صرف زیرساخت‌های اقتصادی برای آینده دخترم می‌کنه؟ 
چه قدرش رو صرف پیشرفت روستاها و شهرهای کوچیکی مثل خونسار می‌کنه؟
...

و بگه چه قدرش رو صرف ساختن وانت پیکان با مصرف صدی12 و پژو پرمصرف بزک دوزک شده دهه هشتاد می‌کنه!؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک پورشه و بی ام دابلیو(!) پسر همسایمون که رفت آمدش به ویلای محمود آباداشون جهت رسیدن به دم و دود و دافش به راه باشه؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک هواپیمای سوسن‎اینا که کنسرت آنتالیای گوگوششون اوکی بشه؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک مخفی ماشینای ترکیه که ببرن اون ور مرز و چند میلیون کاسب بشند؟
چه قدرش رو می‌ریزه به حساب امثال دوست خوبمون ب.ز که اونم بریزه به حساب دوست خوبش ر.ض برای خرج عروسیش با ابرو به کسر الف؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک ماشینای آلوده کننده محیط زیست ساخت وطن که دود و دم تهرونیای معتادمون برقرار باشه؟
چه قدرش رو ...
...
یارانه سهم من از نفته که مال منه و راضی نیستم دولت از طرف من به بدترین شکل ممکن خرجش کنه. انتظار من از رییس جمهور محترم اینه که قفل رو بهم نشون بده و خیلی واضح و شفاف، کلیدی که تو جیبش هست رو دربیاره و قفل رو باز کنه. انتظارم اینه که چارتا کارشناس درجه یک مملکت رو بیاره تو تلوزیون ور دستش بنشونه و برای من بی‌خبر از همه جا توضیح بده قضیه چیه و کی به کیه؟
اصلا خوشم نمیاد هی بیاد جلوی صحنه بگه یه قفل پیدا کردم خفن که اژدهای هفت سر آتشفشان یه کوه مریخی اونو زده به در صندوق پول مملکت؛ شما شهروند گوگولی مگولی و خوشگل‌پسر که منو دوست داری بیا و مردونگی کن و از این ماهی صد و خورده‌ایت بگذر تا من ببرم پشت صحنه بزنم به زخم این قفل. 
این‌طوری منِ دوست‌دار مملکت و دوست‌دار رییس جمهور، نه تنها احساس گوگولی مگولیت و مردونگی نمی‌کنم که یه نمه احساس گولی و خریت بهم دست میده(طفلک خر هم عجب گیری کرده از دست ما آدما!) و فکر می‌کنم این رایی که به این آقا دادم داره میشه استخون تو گلوم که نه راه پیش داره و نه راه پس چون یادمه ایشون برای گرفتن رای من می‌گفت:
 "دانستن حق مردم است"
 "شفافیت و پاسخ‌گویی وظیفه دولت است"
 "استفاده از نظر کارشناسان مبنای تصمیم‌گیری‌هاست"
...
...

ــ ـکمشـــ
۱۰ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۳۳ ۰ نظر

تا این‌جای عید رو به دید و بازدید و رکوردگیری تو این بازی و کارای همیشگی گذروندم. این گوشه هم جای خوبیه برای کسانی که اهل گوشه‌نشینی هستند و این عید گوشه‌ای برای رفتن پیدا نکردند...

ــ ـکمشـــ
۰۴ فروردين ۹۳ ، ۰۸:۳۲ ۰ نظر

یکی از خصوصیات بشر امروز، کشف و انتشار جملات قصاره؛ تو دفترچه خاطرات، تو وبلاگ، تو فیس بوک، تو توئیتر، تو اس ام اس...
خوندن جملات قصار حال می‌ده. آدم تو یه جمله کلی معنی می‌بینه، کلی ظرافت می‌بینه، لذت می‌بره که یه نفر این‌قدر قشنگ یه موضوع جالب رو تو یه جمله بیان کرده. حتی اون‌قدر لذت می‌بره که آرزو می‌کنه کاش اون جمله مال خودش بود...
...
اما آیا این جملات قصار به درد هم می‌خورند؟ آیا چیزی رو عوض می‌کنند؟
به نظر من جملات قصار یه جرقه هستند و ممکنه در دل کسی که آماده باشه یه شعله کوچولو ایجاد کنند. اما عموما فقط یه لذت آنی دارند و خیلی زود از یاد می‌رند. حتی می‌شه گفت یه جور مسکن یا مخدر هستند؛ فرد با خوندن اون‌ها احساس چسبیدگی به "دانستن" و "فهمیدن" می‌کنه و فراموش می‌کنه که در واقع دانشی نداره و فقط یه اتصال کوچولو و موقت با دانستن و فهمیدن پیدا کرده. 
و عیب این جملات دقیقا همین‌جاست. فرد رو در توهم شیرین دانستن غرق می‌کنه و اونو از تلاش برای رهایی از نادانستگی باز می‌داره. این‌جاست که این جملات باعث فرو رفتن هر چه بیشتر در جهل مرکب می‌شه: آن کس که نداند و نداند که نداند...
خب شاید بشه گفت مادر تمام جملات قصار رو سعدی گفته. به نظر من همین یک جمله قصار برای تمام تاریخ تمام بشریت کافیه. اگر کسی دوست داره با جمله قصار به جایی برسه بسم‌الله این گوی و این هم میدان:
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
و دانش هم آموختنیه... آموختنی!
...
خب تمام این حرف‌ها چه ربطی به عید داشت؟ هیچی؛ فکر کردم تو عید بازار عید مبارکی گرمه و بعضیا در به در به دنبال پیدا کردن جملات قصار هستند تا تهش یه "عید شما مبارک" بنویسند و سند تو آل کنند. گفتم بگم عیدتون مبارک باشه و این جملات رو بخونید اما نذارید مثل یه جرقه بپرند برند پی کارشون...
...
ضمنا آجیل، نه تنها قیمتش، بلکه کالریش هم خیلی زیاده؛ مواظب لایه‌های چربی باشید. به اندازه طعمش بچشید و ازش بگذرید؛ به رژیم بعد از عیدش نمی‌ارزه. هر چی می‌تونید میوه بخورید اونم با پوست. میوه‌ها رو اول بو کنید بعد به تیکه‌های کوچولو تقسیم کنید و دونه دونه و به آرامی بخورید؛ اجازه بدید تیکه میوه با لب و دندونتون بازی کنه و با زبونتون دوست بشه. موقع خوردن حرف نزنید و فکر هم نکنید. روی طعم و عطر میوه متمرکز بشید و وقتی خوردن تموم شد شروع کنید به حرف زدن و حرف شنیدن...


تا اینجای کار عید شما مبارک بوده؟


ــ ـکمشـــ
۲۶ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر

بازم برف اومد. بازم کو‌ه‌ها سفید شدند. شاید بشه گفت آخرین برف امسال. امروز هوا خیلی زیبا بود. دونفره‌ی خالص... باید دست تو دست عشقتون می‌ذاشتید و می‌رفتید زیر این برف و بارون و حسابی خیس می‌شدید و برمی‌گشتید خونه و دو نفری می‌چسبیدید به بخاری...
اونایی هم که فعلا عشقی ندارند تنها می‌رفتند. به نظر من تنهایی هم میشه از این فضای دل انگیز لذت برد، حتی شاید بیشتر از دو نفری؛ اگر آدم اهل طبیعت باشه و بتونه طبیعت رو لمس کنه...
قدیما یکی از مشاغل سخت تابستون خونسار یخ آوردن از کوه بوده. اون وقتا که یخچال نبود بعضیا تو تابستون به کوه می‌رفتند و یخ می‌آوردند تا آب خنک ملت به راه باشه. و این یخ هم از فشرده و آب شدن برف درست می‌شد. تو کوه تیکه‌های بزرگ یخ رو می‌بریدند و بار الاغ می‌کردند و میاوردند شهر می‌فروختند...

اون وقتا اون‌قدر برف می‌اومد و اون‌قدر هوا سرد بود که برف امسال تا سال آینده تو کوه می‌موند و حتی گاهی چند سال دوام می‌آورد؛ به این ترتیب که برف امسال تا سال آینده می‌موند و برف سال بعد روشو می‌پوشوند و برف سال بعد هم روی این برف و... همین‌طور برف رو برف می‌نشست. 

امسال برف خوبی داشتیم. الآن بیشتر کوه‌ها سفیدند. نمی‌دونم هوا اون‌قدر خنک می‌مونه تا این برف از بین نره؟ به نظر شما سال آینده برف رو برف می‌شینه؟ اگر نه، به نظرتون آخرین تکه برف تا کی تو کوه باقی می‌مونه؟ به کسی که نزدیک‌ترین پاسخ رو بده جایزه نفیسی اهدا خواهد می‌شه.



پ.ن: همین الآن صدای یه آسمون قرمبه حسابی شنیدم. کنج اتاق دوباره حال و هوای بیرون به سرم زد. پاشم برم یه دور دیگه خیس شم و برگردم...


ــ ـکمشـــ
۲۲ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۲۱ ۰ نظر