اون زن محترم زن خوبیه. فعال، دست به خیر، کمک کننده به دیگران... تو محرم هر روز صبح زود از خونه بیرون میزنه و تا ظهر برای درک محرم و درک امام حسین به هر جایی سر میکشه و شب هم جایی برای عزاداری پیدا میکنه...
اون زن محترم زن خوبیه. فعال، دست به خیر، کمک کننده به دیگران... تو محرم هر روز صبح زود از خونه بیرون میزنه و تا ظهر برای درک محرم و درک امام حسین به هر جایی سر میکشه و شب هم جایی برای عزاداری پیدا میکنه...
قبلااین مطلبرا معرفی کردهام. در این مطلب آمده: قضیه التماس از دشمن و طلب آب از جانب امام حسین (ع) برای خود یا کودک شش ماههای به نام علی اصغر در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی ذکر نشده است و حتی شیخ مفید در "الارشاد" خود، علی اصغر معروف را نه نوزاد شش ماهه که کودک میداند. اما از آنجا که تخصصی در این مباحث ندارم و نمیدانم مدعای حجت الاسلام نصر اصفهانی درست است یا نه فرض میکنم وجود داشته. و فرض میکنم اعتقاد پدران و مادران اطفال شرکت کننده در مراسم روز علیاصغر هم خالص و بیریاست.
آیا این اعتقاد میتواند توجیهی برای آزار و اذیت اطفال شیرخوار معصوم در این مراسم باشد؟ آیا آنها هم به یاد علیاصغر کربلا میگریند؟
...
پ.ن: اگر حوصله خواندن مطلب مذکور را ندارید خلاصهی آن این است که علاوه بر علی اصغر، رقیه و طفلان مسلم هم آن طور که در مراسم محرم معرفی میشوند نبودهاند.
یه لحظه هول شدم و برای اینکه بتونم تمرکز کنم قاشق رو توی دهنم کردم و برای اولین بار توی عمرم حدیث چهل بار جویدن لقمه رو رعایت کردم. و بعد از چهل بار دیدم هنوز گوش دخترم به جواب منه!
خیلی عادی گفتم:" هیچی، آبیه که از جای ادرار بیرون میاد."
ساکت شد. گفتم:"چه طور مگه؟"
گفت:"امروز حاج آقامون توی نماز نجاسات رو میگفت، اینم گفت. ولی هیشکی نمیدونست چیه!" و شروع کرد به توضیح بقیه نجاسات...
و من تو این فکر بودم که حاج آقاشون نمیتونست فقط نجاساتی که به یه دختر دبستانی مربوط میشه رو تو نماز مطرح کنه؟
به عقیدهی کرم بسیار عجیب و احمقانه است که انسان کتابهایش را نمیخورد.
تاگور
به نظر شما چرا کارگر تمیز دست و صورتش را شست اما کارگر کثیف نه؟
پاســخ:
خودم وقتی این معما رو شنیدم نتونستم جواب بدم. فکر نمیکردم اینجا هم کسی بتونه پاسخ بده اما همونطور که تو نظرات میبینید یکی از دوستان به نام خانم مهناز پاسخ درست دادند. از هوش معمایی ایشون شگفت زده شدم. شانس آوردم جایزه تعیین نکردم.
کارگرها آینه هم بودند. کارگر سیاه به دوست سفیدش نگاه کرد و تصور کرد خودش هم تمیزه و نیازی به شستشو نداره و کارگر تمیز هم به دوست سیاهش نگاه کرد و خیال کرد خودش هم کثیف شده و رفت و دست و صورتش رو شست.
نتیجه اخلاقی:
آیا میشه هر کسی رو آینه خودمون بدونیم؟
اگر فردی رو پیدا کردیم که شباهتهایی به ما داشت - مثلا هر دو دودکشپاککن و چهل ساله و همسایه و زن و بچهدار بودیم - چه قدر میتونیم اون رو آینه خودمون بدونیم؟
اصلا بهتر نیست برای خودمون آینه شخصی داشته باشیم؟
پ.ن: نیازی به توضیح نیست که این پست با کلمات مادر و خاله هم صادقه.