با قیافهای متعجب گفت:"آخه چه طور ممکنه!!؟ مگه میشه؟"
...
من در زندگی به انسانهایی برخوردهام که قابل اعتمادند و صرف نظر از اینکه مرا قابل اعتماد بدانند یا نه به آنها اعتماد دارم. اینجا نمیخواهم وارد بحث انواع اعتماد شوم. روشن است که اعتماد هم مراتب و انواعی دارد اما حرف این پست این است که به نظر من "انتظار اعتماد متقابل" با آن که در ظاهر خیلی عادی به نظر میرسد، انتظار معقولی نیست. دلیلی وجود ندارد وقتی به کسی اعتماد داریم از او هم انتظار داشته باشیم به ما اعتماد داشته باشد. مثال کلاسیک این موضوع هم قضیه دزد است: اگر با دزدی مواجه شدید که به شما اعتماد دارد آیا شما هم به او اعتماد میکنید؟
به نظر من این موضوع یکی از پاشنهآشیلهای دوستیهاست. دوستی به شما اعتماد میکند و اسرار مگویش را برایتان فاش میکند و منتظر میماند شما هم اسرارتان را برایش فاش کنید در حالی که شما -به هر دلیلی از جمله بیاعتمادی- مایل به این کار نیستید و اینجاست که گله و گله گذاری شروع میشود و خر بیار و نخود بار کن!
...
این را هم اضافه کنم که درک میکنم که خیلی سخت است به کسی اطمینان کنی که به تو اعتماد ندارد(حتی برخورنده هم هست) اما معتقدم این یک توانایی است. به نظر من کسی که بتواند اعتمادش به دیگران را به اعتماد دیگران به خودش ربط ندهد کار مهمی انجام داده. اعتماد اعتماد است نه معامله.
