ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

سوال

۲۹ آبان ۱۳۹۲
تا حالا شده از کسی سوالی بپرسید که یه جواب دور از انتظار گرفته باشید و شوکه شده باشید؟ به نظرتون چرا این اتفاق میفته؟ 





بنشین تا به تو گویم زینبحسین فخری رو دوست دارم. دیروز که بهش گوش می‎دادم به این فکر کردم که زینب(س) نمی‎تونسته یه زن تو خونه و به قول امروزی‎ها آفتاب مهتاب ندیده باشه. زینبی که امام حسین(ع) مدیریت خانواده رو در حساسترین شرایط بهش می‌سپره نمی‎تونه صرفا یک زن کدبانوی خونه نشین باشه. این زینب باید اطلاع دقیقی از وضعیت فرهنگی و سیاسی و اجتماعی جامعه داشته باشه. باید اطلاع دقیقی از مبانی دین جدش داشته باشه. باید توانایی مدیریت بالایی داشته باشه. این بانو باید توانایی سخنوری بالایی داشته باشه تا بتونه در جمع مردانه دشمنان، اون‎طور مجلس رو مسحور کنه...

به نظرم این توانایی‎ها یک شبه به کسی الهام نمی‎شه و قاعدتا حضرت زینب(س) قبل از کربلا هم همین خصوصیات رو داشته. و یقینا این توانایی‎ها رو تو طول زندگیش فرا گرفته. این یعنی الگوی زن مسلمان یک زن مطبخی و بی‎سواد و دور از جامعه و کلفت مرد نیست. این الگو اون‎قدر توانایی داره که می‎تونه تو شرایط دشوار سیاسی و در میان جمع مردانه دشمنان، ابتدا حقانیت خودش به عنوان یک انسان و بعد حقانیت خانواده خودش رو فریاد بزنه و این فریاد به قدری رسا باشه که تا تمام تاریخ شنیده بشه....

با وجود چنین الگوی برجسته‎ای حیف نیست مبارزات زنان ما در احقاق حقوقشون، هنوز تو نوع پوشش مونده؟ حیف نیست زنان جامعه ما به دنبال بعضی الگو‎های سطحی‎نگر فمینیستی می‎افتند که بعضا خودشون هم نمی‎دونند چیزی که از جامعه مردها می‎خواند چه قدر به درد زن‎های جامعه ما می‎خوره؟ حیف نیست الگویی از تمام ابعاد شخصیتی زینب برای خودشون نمی‎سازند؟ الگویی انسانی و ورای جنسیت...

و آیا درسته که ما مردها(و زن‎ها)، زن نجیب رو زنی بدونیم ساکت و بی‎اراده و بی‎نظر و تایید کننده دائمی مردان؟ حیف نیست تمام شخصیت و منش زن رو در نوع پوشش و نوع رفتار شخصی خلاصه کردیم؟ آیا این توهین به زن و البته به مرد نیست؟ آیا این دیدگاه ناشی از نگاه دینی ماست یا ناشی از نشناختن دین و نادانی‎ها و کمبودها و ترس‎های شخصی ما؟




محرم و حق‎الناس

۲۲ آبان ۱۳۹۲

امروز دخترم با یکی از زن‎های فامیل رفته بود هیئت ببینه. خیلی بهش خوش گذشته بود. هم اسب دیده بود و هم شتر معمولی و هم شتر دوکوهانه و هم به قول خودش "نمایش". رفته بود خونه حبیبی‎ها و تعزیه دیده بود. دست هیئت فاطمیون درد نکنه؛ خیلی خوبه که تعزیه‎ی خونه حبیبی‎ها رو زنده نگه داشتند. 
دخترم می‎گفت وقت ناهار رفتیم یه جا غذا بگیریم، صفش خیلی طولانی بود یواشکی خودمونو تو صف جا کردیم تا معطل نشیم...

اون زن محترم زن خوبیه. فعال، دست به خیر، کمک کننده به دیگران... تو محرم هر روز صبح زود از خونه بیرون می‎زنه و تا ظهر برای درک محرم و درک امام حسین به هر جایی سر می‎کشه و شب هم جایی برای عزاداری پیدا می‎کنه...

از خودم می‎پرسم دلیل این‎که چنین آدمی - که در پاکی نیتش شک ندارم-نمی‎دونه رعایت نوبت از حقوق اولیه آدم‎های توی صفه چیه؟ چرا نمی‎دونه این حق‎الناسه؟ چرا نمی‎دونه باید از تک تک آدم‎های پشت سرش حلالیت بطلبه؟
و می‎پرسم آیا محرم ما تونسته وضعیت ادای حق‎الناس رو تو جامعه بهتر از قبل کنه؟ دست کم در بین همین مومنین خالصو با نیت خوب؟




تهرونیای عزیز

۲۱ آبان ۱۳۹۲
درسته که وقتی تهرونیا میاند خونسار، همه چیز به هم می‎ریزه، درسته که نونواییا شولوغ می‎شه، درسته که دیگه به ما غذای هیئت نمی‎رسه، درسته که با تهرانی بازیاشون، شهرستانی بودنمون رو تو سرمون می‎کوبند، درسته که با ماشینا و لباسا و آرایشا و ادکلنای جدیدشون حسودیمون رو برمی‎انگیزند، و درسته که بچه‎هامونم بی‎تربیت می‎کنند...
اما خدایی اگه اینا نباشند محرم خونسار هیچ شور و حالی نداره؛ روز اول دسته‎ها، هر هیئتی سه و نفر و نصفی زنجیر‎زن داشت و چارنفر و نصفی هم تماشاچی اما امروز زیر بارون شدید، تو حسینه و خونه آقا و فلکه اول و خیابون امام و خیابون شهدا و هر کوچه و پس کوچه‎ای، آدما مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا می‎رفتند... صحرای محشر شده بود انگار...
تهرونیای عزیز درسته که کلاستون به ما نمی‎خوره اما خیلی دوستتون داریم، بازم پیش ما بیاید...




قبلااین مطلبرا معرفی کرده‎ام. در این مطلب آمده: قضیه التماس از دشمن و طلب آب از جانب امام حسین (ع) برای خود یا کودک شش ماهه‌ای به نام علی اصغر در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی ذکر نشده است و حتی شیخ مفید در "الارشاد" خود، علی اصغر معروف را نه نوزاد شش ماهه‎ که کودک می‎داند. اما از آن‎جا که تخصصی در این مباحث ندارم و نمی‎دانم مدعای حجت الاسلام نصر اصفهانی درست است یا نه فرض می‎کنم وجود داشته. و فرض می‎کنم اعتقاد پدران و مادران اطفال شرکت کننده در مراسم روز علی‎اصغر هم خالص و بی‎ریاست.
آیا این اعتقاد می‎تواند توجیهی برای آزار و اذیت اطفال شیر‎خوار معصوم در این مراسم باشد؟ آیا آن‎ها هم به یاد علی‎اصغر کربلا می‎گریند؟
...



پ.ن: اگر حوصله خواندن مطلب مذکور را ندارید خلاصه‎ی آن این است که علاوه بر علی اصغر، رقیه و طفلان مسلم هم آن طور که در مراسم محرم معرفی می‎شوند نبوده‎اند.

رویای شفاف

۱۱ آبان ۱۳۹۲
یه بار خواب دیدم دارم پرواز می‎کنم. تو خواب احساس کردم می‎تونم پروازم رو کنترل کنم و شروع کردم به پروازبازی! به سطح زمین می‎اومدم، اوج می‎گرفتم، می‎رفتم بالای درخت‎ها، بالای خونه‎ها... عجیب این بود که می‎دونستم دارم خواب می‎بینم و عجیب‎تر این‎که می‎تونستم خواب رو کنترل کنم.
این موضوع باز هم تکرار شد و حتی برام شد یه سرگرمی...

مدتی پیش به صورت اتفاقی به"خواب شفاف"برخوردم. فهمیدم قضیه از چه قراره. اگر شما هم دوست دارید ببینید قضیه از چه قراره یه سر بهاین‎جابزنید.این‎جا واین‎جا 
هم یه چیزایی نوشته. این‎جاهم مطلبی دیگه و احادیثی در این زمینه.





گاهی...

۴ آبان ۱۳۹۲
گاهی دو واحد ابراز همدردی بهتر از ده تا  پی اچ دی فلسفه و منطق جواب می‎ده.