ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

سال ترامپ

۷ تیر ۱۳۹۷

حتما ازپدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها خاطره‌های سال وبا رو شنیدید. یا خاطره‌های سال قحطی. یا سال‌های خشکسالی. دست کم از پدر و مادرها خاطره‌های سال انقلاب و سال‌های جنگ رو شنیدید. من خاطره‌های کمرنگی از جنگ دارم و خاطره‌های روشنتری از سال‌های جنگ شهرها با موشک....

اون سالها به آدمهای اون موقع سخت گذشته. زندگی تو شرایط گرسنگی و ناامنی دشواره. اینکه ندونی فردات چه شکلیه، آرامشت رو به هم میریزه... اما هر چی باشه میگذره. امروز سالهای سخت بزرگانمون گذشته. امروز که از خاطره‌هاشون میگند اون تلخیها رو به بایگانی مغز سپردند و تنها یادی ازش در سینه دارند. و البته یادی از آدمهای اون دوران. کسانی که آذوقه رو احتکار کردند و کسانی که درب خونهشون به روی همه باز بود و هر چه داشتند با بقیه خوردند. معمولا آخرین جملهی این خاطرهها اینه: زمستون رفت و روسیاهی موند به زغال... 

احتمالا تو سال ترامپ نگرانیهامون زیاد بشه و سطح زندگیمون پایین بیاد و قسمتی از رفاهمون رو از دست بدیم اما بعید میدونم سال ترامپ به سختی سالهای وبا و قحطی بشه. حتی میشه امید داشت سیستم مدیریتی کشور یه تکونی بخوره. کشور ما کشوری نیست که در شرایط عادی بتونه خودش رو اصلاح و پالایش کنه و معمولا باید بحرانی پیش بیاد تا خودش رو جمع و جور کنه.

قطعا سال ترامپ میگذره و تموم میشه و احتمالا ترامپ رو دعا کنیم که باعث شد تلنگری به سیستم مدیریتی ما بخوره. امیدوارم تو این سال قدمی به جلو برداریم و از نظر فرهنگی و اجتماعی و سیاسی یه کم بهتر شیم. و امیدوارم از نظر شخصی هم عملکرد خوبی داشته باشیم. خصوصا خیلی مهمه که مراقب ضعفا و کمدرآمدها باشیم. اونها بیشتر آسیبپذیرند. امیدوارم وقتی داریم خاطره‌های سال ترامپ رو برای نوهها تعریف میکنیم مجبور نشیم عملکردمون رو سانسور و یا رتوش کنیم...


خواب دیدن

۲۸ خرداد ۱۳۹۷

خواب دیدن شگفت‌انگیزه. محال‌ترین آرزوها تو خواب تحقق پیدا می‌کنند و شگفتی اینه که تو خواب اون‌قدر عادی هستند که اصلا متوجه فوق‌العاده بودنشون نمی‌شیم و با بیدار شدن تازه می‌فهمیم چی شده....

و وقتی اون آرزوی محال شب بعد هم به خوابت میاد، شگفتی اون‌قدر زیاد می‌شه که می‌تونه تعبیر به نشانه بشه...




روزه‌ای!؟

۱۵ خرداد ۱۳۹۷

امسال آدمای روزه‌دار و روزه‌ندار زیادی دیدم اما ندیدم کسی کاری به روزه گرفتن یا نگرفتن دیگران داشته باشه. حداکثر چیزی که دیدم این بوده که کسی از کسی سوال کرده روزه‌ای یا نه تا بهش چیزی تعارف کنه. سال‌های قبل زیاد می‌دیدم که روزه‌دار سعی داشت ثابت کنه روزه‌ندار در اشتباهه و روزه‌ندار هم سعی می‌کرد ثابت کنه روزه‌دار در اشتباهه...

قطعا این نگاه محدود و شخصی قابل تعمیم به کل جامعه نیست اما از دو حال خارج نیست: یا سطح مدارای جامعه بیشتر شده یا سطح مدارای اطرافیان من. پس در هر صورت برای من جای خوشحالیه...




...

۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷

گفت شما عرض کردید...

میدونم کاربرد عرض کردن و فرمودن رو میدونه اما پیدا بود تو اون موقعیت دچار سهو کلام شده. یا خسته بود یا شرایط روحیش خوب نبود یا هول شده بود یا هر چی. به نظر من نمیشه از روی سهوکلام‌ها و سهورفتارها و حتی سوء رفتارها و کارهای اشتباه، دیگران رو قضاوت کرد.

آدمای خوب گاهی اشتباه می‌کنند و حتی ممکنه اون اشتباه رو تکرار کنند. اغلب مردم آدم‌های خوبی هستند که اشتباهاتی دارند. اشتباه و خطا مال انسانه همون‌طور که خوبی و درستی. آدما می‌تونند تلاش کنند و خودشون رو تصحیح کنند.

اشتباهات کسانی رو که برامون مهمند بپذیریم و بهشون کمک کنیم خودشون رو تصحیح کنند. بهشون فرصت بدیم و در کنارشون باشیم. یک رفتار اشتباه یک شبه به وجود نیومده که یک شبه رفع بشه. آدم‌ها نیاز به زمان دارند و نیاز به کمک برای بهتر شدن. 




سال 96

۱۴ فروردين ۱۳۹۷

سال 96 برای من سال فیلم و سریال بود. من به فیلم و سریال نیاز دارم. قسمتی از خالی ذهنم با داستان تصویری پر می‌شه. امیدوارم آرامش و تمرکزم بیشتر بشه تا کتاب رو هم دوباره شروع کنم.

 

How to Get Away with Murder  ماجراهای یه استاد حقوق که تو گردابی از مشکلات، خودش و قایقش رو هدایت می‌کنه. با ضرباهنگ تند و گاهی نفس‌گیر... و خصوصیات و موقعیت‌های انسانی محض...

 

Game of Thrones سریالی همه‌چیز تمام... 

 

How I Met Your Mother یه دوره آموزش خودشناسی و اصلاح رفتارهای روزمره. سریالی که به نظرم هر کس باید ببیندش. خصوصا قبل از ازدواج. حدود نصفش رو دیدم.

 

Twin Peaks  دنیای خاص دیوید لینچ. البته تو یه قسمت اون‌قدر دنیای خاصش رو غلیظ کرد که هفت هشت دقیقه رو زددم جلو! فصل آخر رو بیست و پنج سال بعد ساخته و جذابیت خاصی داره...

 

Mindhunter درباره انگیزه‌ها و درونیات قاتلان معروف...

 

True Detective که فصل اولش رو دوست داشتم...


Big Little Lies درباره مسایل انسانی زندگی واقعی...

 

West World باز هم درباره انسان و خصوصیاتش...

 

 

 

و فیلم‌های  Interstellar و Her و Gravity و Now You See Me و eyes wide shut 

و Three Billboards Outside Ebbing Missouri  و The Big Sick و Before Sunset 

و Before Midnight و Columbus  و lady-bird و Manchester by the Sea 

و The Lobster و The Reader و Love Actually

که هر کدوم چیزی برای دیدن داشتند. و البته فیلم‌ها و سریال‌های دیگری که ارزش دیدن نداشتند و کنار گذاشته شدند...

 

فیلم و سریال هم سرگرم‌کننده هستند و هم دیدن داستان زندگی دیگران. دیدن تجربیات زیست بشری. دیدن احتمالات مختلف انسان. هر چه بیشتر ببینیم، بیشتر می‌فهمیم و بیشتر خودمون رو می‌شناسیم و آدم‌های بهتری می‌شیم. دست کم برای خودمون.




فیلمهای  The Danish Girl و Call Me by Your Name  و  Brokeback Mountain رو که دیدم، فهمیدم دونستن یه چیزه و درک کردن چیزی دیگه. تفاوت انسانها در هویت جنسیتی و گرایش جنسی، متنوع و پیچیدهست و برای کسی که درکش نکنه میتونه غیرقابل قبول باشه. ما معمولا خودمون و احساسات و تمایلات خودمون رو خوب درک میکنیم اما وقتی موضوعی با احساسات و تمایلاتمون تطبیق نداشت، کشش درونی داریم که نپذیریمش. 




لذت بصری

۱۳ دی ۱۳۹۶


پیش اومده عکسی از جایی ببینم و هوس کنم تو اون فضا باشم. به نظرم این درست نیست. لذت بصری یه چیزه و لذت حضور چیزی دیگه. ما از عکس و نقاشی لذت بصری میبریم و این ربطی به بودن یا نبودن در اون مکان نداره. ممکنه بودن تو اون مکان به اندازهای که عکس میگه لذتبخش نباشه. مثلا می‌شه از یه مکان بدبو و یا سرد و یا گرم یه عکس بسیار زیبا و لذتبخش ببینیم.

یه بار پوآرو در حالی که توی یه مزرعهی زیبا قدم میزد کفش‌هاش گلی شد و با عصبانیت گفت ما به نقاشها پول میدیم تا بیاند تو چنین جاهایی و برامون نقاشی بکشند و مجبور نباشیم خودمون بیایم و کفش‌هامون کثیف بشه.

به نظر من لذت بصری چیزیه که در یک تصویر دستکاری شده و یا حتی ساخته شده هم وجود داره. شاید گاهی اصالت تصویر و مستند بودنش چیز مهمی باشه اما برای لذت بصری این‌ها اهمیتی ندارند. یه تصویر زیبا زیباست و مهم نیست این زیبایی تو عالم واقع وجود داره یا نه. 




پیری

۲۰ آذر ۱۳۹۶

چند روز پیش یکی تو تلگرام تلاش می‌کرد با دخترم رابطه برقرار کنه. سنش رو اشتباه حدس زده بود؛ نوشته‌ها و طرزفکرش بزرگ‌تر از سنشه اما پیدا بود طرف به خودش زحمت نداده پست‌ها رو دقیق بخونه. دخترم جملاتش رو برامون می‌خوند و می‌گفت حالا چی جواب بدم؟... و خندیدیم...

دختر خوبی دارم. رابطه خوبی هم داریم...

همیشه منتظر رسیدن چنین موقعیت‌هایی بودم اما این آماده بودن مانع قدری شوک‌زدگی نمی‌شه. همیشه می‌گم پیرم و پام لب گوره اما درونم چنین حسی ندارم. فکر می‌کنم هیچ وقت درونمون احساس پیری نخواهیم داشت. این نشانه‌ها هستند که بهمون می‌باورونند پیر شدیم. دارم تو موقعیت‌هایی قرار می‌گیرم که برام رویا بودند و دور. نشانه‌ها یکی یکی از راه می‌رسند...



باد پاییز

۲۹ آبان ۱۳۹۶

باد پاییز رو دوست دارم. عظمتش مسحورم میکنه. درخت گردوی بیست متری که سیصد مترمربع سایه داره به تمام معنا آشفته میشه؛ تمام شاخهها پیچ و تاب میخورند. تکتک برگها بازیچهی باد میشند و در هم میپیچند. باد به شدت هر چه تمامتر میوزه و درخت با قدرت هر چه بیشتر مقاومت میکنه؛ ریشه در خاک، بدنه استوار، شاخهها و برگها بازیچهی باد.... عظمت، قدرت، آشفتگی...


باد رو دوست دارم یا درخت!؟...



مظلومیت

۷ آبان ۱۳۹۶

گرگ دهن‌آلوده یوسف ندریده