ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــکُمِـشـــــــــــــــــــــــــــ
بایگانی

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

فرهنگ‌سازی

۳۱ فروردين ۱۳۹۳

عزیز دلم، نفسم، عمرم، فدای اون چشمای قشنگت، اون نگاه مستت، اون فکر روشنت، اون تعصب و حمیتت....
فرهنگ‌سازی این نیست که دولت یا شهرداری یا هر نهاد و ارگانی، چارتا بنر و عکس به در و دیوار بکوبه که فلان کنید و بهمان کنید...
فرهنگ‌سازی این نیست که رادیو و تلوزیون دم به ساعت ور ور کنند که این کارو بکنید و این کارو نکنید...
فرهنگ‌سازی این نیست که هی مراسم بگیریم و سخنران و بروشور به خورد ملت بدیم....
...
فرهنگ سازی اینه که من و تو (دقیقا خود من و خود تو) وقتی می‌خوایم بپیچیم، راهنما بزنیم، با سرعت مجاز حرکت کنیم، موقع رانندگی همراهمون رو بدیم دست همراهمون و باقی قوانین کشور رو رعایت کنیم... 
فرهنگ سازی اینه که وقتی تو پارک زباله تولید کردیم ببریم جلوی چشم خلق‌الله بریزیم تو سطل زباله، یا تو خونه زباله‌های خشک و تر رو جدا کنیم و خشک‌ها رو جدا بذاریم کنار سطل زباله...
فرهنگ سازی اینه که اگر دوست داریم دروغ از بین بره، دروغ نگیم، اگر دوست داریم تهمت از بین بره، تهمت نزنیم و اگر دوست داریم حروم خوری تموم بشه، حروم نخوریم...
...
بسه دیگه سخنرانی و اظهارنظرهای فاضلانه و گوش شیطون کر کنی که از اینور و اونور شنیدی و مثل طوطی تکرار می‌کنی. اصلاحات عملیه و از خود ما شروع می‌شه نه نظری و از دیگران...


پ.ن: چند روز پیش دوستی که ادعای اصلاح‌طلبی داره و تو هر مجلسی برای خاتمی و موسوی و کروبی سرخ می‌شه و رگ گردن کلفت می‌کنه، خیلی ناگهانی و با سرعتی دست کم دو برابر سرعت قانونی از یه فرعی پیچید جلوی من و راشو گرفت و رفت. 
به نظرم برای بعضیا موضع سیاسی، اگر نون‌دونی نباشه، یه جور ناموسه و بدون اینکه بدونند چی هست متعصبانه ازش دفاع می‌کنند. 
برادر من مهمترین حرف کله‌گنده‌های اصلاح‌طلبان قانون‌مداری بوده. تو چه طور ادعای پیروی از اون‌ها رو داری اما اهمیتی برای قانون قائل نیستی؟


بختک

۲۲ فروردين ۱۳۹۳

یادم نیست آخرین باری که بختک سراغم اومد کی بود! شاید ده سال پیش، شایدم بیشتر اما یادمه اولین بختک‌ها تو دوران نوجوانی سراغم اومدند. دوران راهنمایی، شایدم دبستان... 
اون موقع‌ها از پیرزنای اطراف می‌شنیدم که زن زائو رو تنها نذارید بختک می‌ره سراغش. اما من که زن زائو نبودم پس با من چیکار داشتند!؟
...
یادمه تو دوران دبیرستان سعی می‌کردم با بختکا رفیق شم و مچشونو بگیرم. چشمامو باز می‌کردم و در حالی که توان هیچ حرکتی نداشتم زیرچشمی اینور و اونور رو نگاه می‌کردم ببینم این غول بی‌شاخ و دم کیه که بدون هیچ لمسی اینطور منو به تخت چسبونده و ول کن نیست؟
و البته هیچ وقت موفق نشدم...

چند روز پیش مطلبی درمورد بختک خوندم و یه سرچ کردم دیدم ای بابا این که رفیق خودمونه. اصلا خود خودمونه. یه جور اختلال مغزی...

برید این‌جا و ببینید اینی که این‌قدر افسانه و خرافات پشتشه چیه؟

باز هم انصراف!!!

۱۸ فروردين ۱۳۹۳

بهترین خدمتی که احمدی‌نژاد به کشور کرد پرداخت یارانه نقدی بود. و البته این به معنی تایید نحوه انجام کار نیست. یقینا اگر احمدی‌نژاد این کار رو درست و اصولی انجام می‌داد، امروز دولت به وضعیتی نمی‌رسید که بخواد حق مردم رو ازشون دریغ کنه.  احمدی‌نژاد قسمت کمی از حق مردم از منابع زیر زمینی‌شون رو به خودشون داد و این یعنی یک قدم به سوی عدالت و مردم‌سالاری.
اما روحانی قصد داره همین قسمت کم رو از مردم بگیره و به دولت برگردونه. همون‌طور که اقدام احمدی‌نژاد تو تاریخ برجسته هست، کار روحانی هم نقطه برجسته‌ای تو تاریخ کشور خواهد بود و اثرات بسیار بدی بر آینده ما خواهد داشت. 
تو پست قبل دلیل عدم انصرافم رو ناشفافی دولت بیان کردم و به نظرم همون یک دلیل برای انصراف ندادن کافیه اما دلایل بسیار مهم دیگری هم دارم که تیتروار عرض می‌کنم. اگر علاقه داشتید درموردشون تحقیق کنید چون بحث جزییاتش تو حوصله یه پست وبلاگی نیست.

1 - اثر اجتماعی:تقسیم جامعه به دو دسته بزرگ یارانه‌بگیر و یارانه‌نگیر، شکاف اجتماعی فقیر و غنی رو تشدید می‌کنه. هر سیاستی که فقیر و غنی رو مقابل هم قرار بده باعث لطمه به انسجام اجتماعی می‌شه. مثلا دور نیست به هر پولداری بگی یه کمک به فلان دختر دم بخت بکن بگه:"پس یارانشو چه می‌کنه؟"

2 - اثر سیاسی: تحویل منابع کشور به صاحبان اصلیش یعنی مردم و اداره کشور با درآمد مالیات، اولین پایه پاسخگو کردن دولت و در نتیجه برقراری مردم‌سالاریه. احمدی‌نژاد -صرف نظر از نحوه اقدامش- اولین قدم این راه رو برداشت و روحانی قصد داره این قدم رو در نطفه خفه کنه.

3 - اثر اقتصادی: پرداخت سهم هر کس از منابع زیرزمینی اساسی‌ترین و عمیق‌ترین خصوصی سازی و در نتیجه پایه‌ی رشد اقتصادیه و در اختیار دولت بودن درآمد منابع کشور، بزرگترین دولتی سازی اقتصاد و در نتیجه بزرگ‌ترین رانت‌ساز و مخرب اقتصادخواهد بود.

4 - شکاف ملت دولت: مردم بعد از سه سال دریافت یارنه به اون عادت کردند و بعد از قطعش خواهند گفت حالا این پول کجا میره؟ اگر نیست پس این مدت از کجا می‌دادند؟ و فاصله‌شون با دولت بیشتر و بیشتر می‌شه.

5 - انتخاباتی: این اقدام روحانی نه تنها تقدیم یک برگ برنده رایگان به رقیبانش برای انتخابات بعدی خواهد بود بلکه لطمه‌ی اساسی به نحوه انتخاب مردم در تمام انتخابات بعد خواهد زد: از این به بعد رقابت اصلی کاندیداهای انتخابات، میزان یارانه پرداختی خواهد بود و دیگه کسی صحبت از برنامه و... نخواهد کرد. 


و این رو هم اضافه کنم که گمان نمی‌کنم دولت بتونه افراد جامعه هدفش رو شناسایی کنه پس امیدوارم به اطلاعاتی که مردم می‌دند اعتماد کنه و مشکلاتی شبیه طرح سبد کالا ایجاد نکنه تا دست‌کم عزت مردم خدشه‌دار نشه.


انصراف!!!

۱۰ فروردين ۱۳۹۳

بنده نه تنها از گرفتن یارانه انصراف نمی‌دم بلکه اگر بهم ندند در جواب پیامک تبریک رییس جمهور محترم یه اس می‌زنم که داداش این رسمش نبود...
مگر این‌که رییس جمهور محبوبم -که ایشالا رایی که بهش دادم حلالش باشه- تشریف بیاره تو تلوزیون خیلی واضح و روشن و شفاف و مبرهن بگه اولا سهم من از نفت زیر پام دقیقا چه قدره؟(اقتصاددانای مملکت می‌گند این یارانه یک دهم سهم من هم نیست) و ثانیا این پول رو دقیقا چیکار می‌کنه؟ 

بگه چه قدر این پول رو صرف خدمات عمومی جاری می‌کنه؟
چه قدرش رو صرف زیرساخت‌های اقتصادی برای آینده دخترم می‌کنه؟ 
چه قدرش رو صرف پیشرفت روستاها و شهرهای کوچیکی مثل خونسار می‌کنه؟
...

و بگه چه قدرش رو صرف ساختن وانت پیکان با مصرف صدی12 و پژو پرمصرف بزک دوزک شده دهه هشتاد می‌کنه!؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک پورشه و بی ام دابلیو(!) پسر همسایمون که رفت آمدش به ویلای محمود آباداشون جهت رسیدن به دم و دود و دافش به راه باشه؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک هواپیمای سوسن‎اینا که کنسرت آنتالیای گوگوششون اوکی بشه؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک مخفی ماشینای ترکیه که ببرن اون ور مرز و چند میلیون کاسب بشند؟
چه قدرش رو می‌ریزه به حساب امثال دوست خوبمون ب.ز که اونم بریزه به حساب دوست خوبش ر.ض برای خرج عروسیش با ابرو به کسر الف؟
چه قدرش رو می‌ریزه تو باک ماشینای آلوده کننده محیط زیست ساخت وطن که دود و دم تهرونیای معتادمون برقرار باشه؟
چه قدرش رو ...
...
یارانه سهم من از نفته که مال منه و راضی نیستم دولت از طرف من به بدترین شکل ممکن خرجش کنه. انتظار من از رییس جمهور محترم اینه که قفل رو بهم نشون بده و خیلی واضح و شفاف، کلیدی که تو جیبش هست رو دربیاره و قفل رو باز کنه. انتظارم اینه که چارتا کارشناس درجه یک مملکت رو بیاره تو تلوزیون ور دستش بنشونه و برای من بی‌خبر از همه جا توضیح بده قضیه چیه و کی به کیه؟
اصلا خوشم نمیاد هی بیاد جلوی صحنه بگه یه قفل پیدا کردم خفن که اژدهای هفت سر آتشفشان یه کوه مریخی اونو زده به در صندوق پول مملکت؛ شما شهروند گوگولی مگولی و خوشگل‌پسر که منو دوست داری بیا و مردونگی کن و از این ماهی صد و خورده‌ایت بگذر تا من ببرم پشت صحنه بزنم به زخم این قفل. 
این‌طوری منِ دوست‌دار مملکت و دوست‌دار رییس جمهور، نه تنها احساس گوگولی مگولیت و مردونگی نمی‌کنم که یه نمه احساس گولی و خریت بهم دست میده(طفلک خر هم عجب گیری کرده از دست ما آدما!) و فکر می‌کنم این رایی که به این آقا دادم داره میشه استخون تو گلوم که نه راه پیش داره و نه راه پس چون یادمه ایشون برای گرفتن رای من می‌گفت:
 "دانستن حق مردم است"
 "شفافیت و پاسخ‌گویی وظیفه دولت است"
 "استفاده از نظر کارشناسان مبنای تصمیم‌گیری‌هاست"
...
...

عید ما

۴ فروردين ۱۳۹۳

تا این‌جای عید رو به دید و بازدید و رکوردگیری تو این بازی و کارای همیشگی گذروندم. این گوشه هم جای خوبیه برای کسانی که اهل گوشه‌نشینی هستند و این عید گوشه‌ای برای رفتن پیدا نکردند...